تورا-سان در اولین روز مدرسه میتسو به شیباماتا میرسد، اما متوجه میشود که به خاطر او، میتسو خجالتزده شده است. او پس از دعوا با خانوادهاش، برای نوشیدن به یک کافه میرود و پیرمرد ترشرویی را با داستانی غمانگیز به خانه میآورد که هویتش همه را شگفتزده خواهد کرد. بعداً، تورا با بوتان که یک گیشا است ملاقات میکند.