ماریای ۴۰ ساله در یک ازدواج یکنواخت و بنبست با همسرش زندگی میکند. علاوه بر این، او باید از پدر بیمار و مستبد خود نیز مراقبت کند. یک روز، او عاشق همسایه حساس خود، دیتر میشود. اما تلاش او برای رها شدن از زندگی روزمره و غمانگیزش، مستقیماً به یک تراژدی ختم میشود.