پیردی مردی حادثهساز است. تمام شرکتهای بیمه شهر او را رد کردهاند چون همیشه به نحوی تصادف میکند یا آسیب میبیند. روزی که او با الن زیبا از شرکت تاکسیرانی زرد ملاقات میکند، با یک وکیل کلاهبردار به نام کریوی نیز آشنا میشود. پیردی یک مخترع است و وقتی کریوی از اختراع جدید او یعنی شیشه انعطافپذیر باخبر میشود، برای سرقت این فرمول نقشه میکشد. او با کمک یک شیاد دیگر به نام داکستیدر و نوچههایش، قصد دارد این اختراع میلیون دلاری را به چنگ آورد، بدون اینکه برایش مهم باشد چه کسی در این راه آسیب میبیند.