هارمونی در دوران کودکی ملاقاتی با الویس جوان داشته و به نظر میرسد نمیتواند از زیر سایه تاثیر او خارج شود. او که اکنون به عنوان فروشنده لوازم آرایشی فعالیت میکند، ناخواسته باعث آسیب دیدن هر بدل الویسی میشود که سر راهش قرار میگیرد. پس از یک تصادف رانندگی عجیب که منجر به کشته شدن تعدادی از این بدلها میشود، هارمونی از دست پلیس فرار میکند و در این مسیر با یک مدیر تبلیغاتی افسرده همراه میشود که خودش هم مشکلات خاصی با الویس دارد.