اسلیپ به دلیل کتک زدن رئیسش از کار در یک شرکت ساختمانی اخراج میشود. خواهرش که این کار را برای او پیدا کرده بود، از دستش عصبانی است. اسلیپ موفق میشود به همراه دوستش سچ، شغلی در دفتر دادستان بخش برای ابلاغ احضاریهها پیدا کند. او از طریق شغل جدیدش متوجه میشود که اوضاع در شرکت ساختمانی سابقش چندان درست و قانونی نیست و ممکن است خواهرش در خطر باشد.