شانکار و بودو دوقلوهای همسان هستند. شانکار بدون اطلاع بودو، عاشق یک دختر نقاش شده است؛ در همین حال، بودو عاشق خواهر این نقاش میشود که در دفتر کار او مشغول است. از آنجا که هیچکدام از خواهرها نمیدانند معشوقشان برادر دوقلو دارد و بودو نیز از رابطه عاشقانه شانکار بیخبر است، سوءتفاهمها و ماجراهای خندهداری آغاز میشود.