ارتشهای امپراتور سلاح جدیدی ساختهاند: تیغهای پرتابی که میتواند سر یک نفر را از فاصله دور قطع کند. در حالی که امپراتور پارانوئید شروع به گردن زدن هر کسی میکند که فکر میکند ممکن است یک تهدید باشد، محافظ او مائو تانگ از زیادهرویهای اربابش ناامید میشود. او پست خود را ترک میکند و به زندگی آرام کشاورزی و تشکیل خانواده روی میآورد. با این حال، در نهایت گذشتهاش به سراغش میآید و اگر میخواهد سر خود را نجات دهد، باید راهی برای مبارزه با گیوتین پرنده پیدا کند.