صادق و نعیم پس از تحویل دادن مقداری کالای قاچاق به یک نفر، از دست پلیس فرار میکنند. آنها در مسیر خود با دختر جوانی آشنا میشوند که میخواهد پدر بیمارش را نزد پزشک ببرد و از آنها درخواست کمک میکند...