راکیش به همراه برادرش مادان و پدرش در رانگون زندگی میکند. مادان به راه کج رفته و میراث خانوادگی را که به شکل یک اژدها است به همراه مقداری پول نقد میدزدد و به هند فرار میکند. مدت کوتاهی پس از آن، جسد بیجان او زیر پل هاورای کلکته پیدا میشود. راکیش به کلکته سفر میکند تا راز مرگ مادان را کشف کند و همچنین میراث خانوادگی را پس بگیرد.