در اوایل دهه ۱۸۰۰، گروهی از شکارچیان پوست و تاجران بومی با کالاهای خود به سمت تمدن بازمیگردند و تلاشی ناامیدکننده برای فرار از زمستان در حال فرا رسیدن انجام میدهند. وقتی زکری باس، راهنمای گروه، در حمله خرس مجروح میشود، آنها فکر میکنند او رفتنی است و رهایش میکنند تا بمیرد. اما وقتی او بهبود مییابد، قسم میخورد که انتقام بگیرد و به تعقیب آنها و رهبر پارانوئید گروه میپردازد.