میکله پسر کوچکتر یک خانواده طبقه متوسط، جوانی بااراده و آزاداندیش است که در کشوری دوردست برای یک آرمان انقلابی میجنگد. همه اعضای خانواده برای او نامه مینویسند و رویدادهای زندگی خود را توصیف میکنند، در حالی که خودشان به سمت نوعی زندگی سنتی و محافظهکارانه کشیده میشوند که شاید قبلاً آنها را وحشتزده میکرد. تنها مارا، دوستدختر میکله و مادر فرزندش، استقلال خود را حفظ میکند، هرچند که بقای او تنها با کمک دوستان و خانواده بهشدت سنتیشدهی میکله میسر است.