جیسون، قاتل روانی و دیوانه، از قبر بازمیگردد تا حمام خون دیگری به راه بیندازد. تامی جوان شاید از دریاچه کریستال فرار کرده باشد، اما هنوز کابوس حوادث هولناکی را که در آنجا رخ داده میبیند. وقتی قتلهای خونینی در آسایشگاه دنج نوجوانان آسیبدیده که او اکنون در آن زندگی میکند شروع میشود، به نظر میرسد دشمن کابوسوارش، جیسون، برای کشتارهای سادیستی بیشتری بازگشته است.