آدو کاگو، سیاستمدار، به همراه همسرش ویوی به جنگل میرود تا برای چیدن قارچ، اعصاب خود را از هیاهوی تبلیغاتی آرام کند. یک رایدهنده که ستاره راک بیپولی به نام زک است نیز به آنها ملحق میشود. آنها برای دوری از جنگلهای شلوغ، به طور تصادفی به یک منطقه روستایی دورافتاده میروند. به زودی این سه نفر متوجه میشوند که گم شدهاند و همزمان یک رسوایی رسانهای بزرگ رخ میدهد؛ مطبوعات افشاگر مشکوک شدهاند که کاگو از بودجه دولتی سوءاستفاده کرده است. اکنون جنگ برای شرف، زندگی و مرگ، هم در جنگل و هم در شهر آغاز میشود.