سه مرد جوان به نامهای ژاک، پیر و میشل در آپارتمانی در پاریس با هم زندگی میکنند و روابط و مهمانیهای زیادی دارند. یک بار در جریان یک مهمانی، یکی از دوستان ژاک به او میگوید که باید بستهای بسیار دردسرساز را تحویل دهد و از او میپرسد که آیا میتواند آن را مخفیانه در خانهشان بگذارد. ژاک موافقت میکند و از آنجا که به عنوان مهماندار هواپیما کار میکند، برای سفری یکماهه به ژاپن میرود و به پیر و میشل درباره بسته میگوید. سپس، یکی از دوستدخترهای سابق ژاک نوزادی را پشت در خانهشان رها میکند و پیر و میشل را به این باور میرساند که این همان بستهای است که منتظرش بودند. پس از آن، زندگی آنها کاملاً دگرگون میشود.