خواهر ند کندال از او میخواهد تا به خانه خانوادگی دورافتاده و منزویشان بازگردد تا با پدر در حال مرگشان خداحافظی کند. ند نامزد جوانش را هم که بازیگری بلندپرواز است و با این انزوا دستوپنجه نرم میکند، همراه خود میآورد. او در خانه شروع به مرور خاطرات دوران کودکیاش میکند که بسیاری از آنها مربوط به خواهر دوقلوی زیبایش و برادر بزرگترش است. این خاطرات، رازهای دیرینهای را از گذشته خانواده بیدار میکنند.