الجزایر، دهه ۱۹۳۰. یونس نه ساله است که سرپرستی او به عمویش در وهران سپرده میشود. او که نامش به جوناس تغییر یافته، در میان جوانان ریو سالادو بزرگ میشود و با آنها دوست میشود. امیلی یکی از اعضای این گروه است و همه عاشق او هستند. داستان عشقی بزرگ میان جوناس و امیلی شکل میگیرد که به زودی با درگیریهای کشور دچار تزلزل میشود.