ماری تازه از زندان آزاد شده است که با باپتیست روبهرو میشود؛ مرد جوان پارانوییدی که به یک همراه نیاز دارد. آنها در تعقیب یک کیف دستی مرموز که در دست معشوق سابق ماری است، در خیابانهای پاریس پرسه میزنند؛ شهری که به یک بازی تختهای غولپیکر و مارپیچی پر از تلههای مرموز، سرنخهای گیجکننده و ملاقاتهای تصادفی تبدیل شده است. شاید آنها مهرههای یک نقشه شوم هستند، شاید در حال انجام یک بازی تختهای هستند، شاید این یک افسانه پریان است، یا شاید چیزی کاملاً متفاوت...