زندگی لورین هالت، خانهدار دالاسی، حول محور کارهای ژاکلین کندی میچرخد. او وقتی متوجه میشود پرزیدنت کندی چند ساعت پس از دیدارش در دالاس ترور شده، ویران میشود. با وجود مخالفت همسرش ری، او تصمیم میگیرد در مراسم تشییع جنازه در واشینگتن دیسی شرکت کند. او که مجبور به سفر با اتوبوس شده، با جونل، دختر سیاهپوست و جوان پل کوتر دوست میشود. دخالتهای دلسوزانه او با حس کردن یک جای کار که میلنگد، این گروه سه نفره از نژادهای مختلف را به سفری دشوار به سمت واشینگتن میکشاند، در حالی که هم پلیس و هم ری به دنبال آنها هستند.