یک کارگر روستایی متاهل با دوستدختر قدیمی خود همراه میشود تا برای روستای کمآبشان چاهی حفر کنند. چاه ریزش میکند و آنها در آنجا گیر میافتند. این حبس اجباری باعث میشود که آنها احساسات خود را نسبت به یکدیگر و اطرافیانشان کشف کنند.