ساهجی، مردی خوشگذران، وقتی نمیتواند صورتحساب خود را پرداخت کند، در یک روسپیخانه مجلل گیر میافتد. او با انجام کارهای مختلف در میان هیاهوی پایان دوره شوگونسالاری، از این وضعیت بهترین استفاده را میبرد؛ اما همیشه مطمئن میشود که برای زحماتش پورسانت خود را دریافت کند.