تئو پس از گذراندن نه سال در بازداشتگاه روانپزشکی به جرم حمله وحشیانه و تجاوز به سه زن، آزاد میشود. او که در یک مرکز تحت نظارت زندگی میکند، رابطه خوبی با مددکار اجتماعی خود ساشا برقرار میکند، در یک چاپخانه کار پیدا میکند و حتی با نتی، دختر آسیبدیده و طردشده رئیسش، وارد رابطه عاطفی میشود. اما با وجود اینکه در ظاهر همه چیز خوب پیش میرود، خشم سوزان تئو همچنان آماده فوران است.