مادر سلما هنگام زایمان او از دنیا رفته و خاله ناتنی سلما مدرک زندهای است بر اینکه مردان فقط باعث دردسر هستند. بنابراین این دختر ۱۱ ساله با بهترین دوستانش عهد میبندد که از پسرها دوری کنند و زندگی خود را وقف علم کنند. در ضمن، سلما احتمالاً در سیاره دیگری به دنیا آمده و قرار نبوده عاشق کسی شود. اما چه اتفاقی میافتد وقتی دوستانش پیمان را میشکنند و او با پسری ملاقات میکند که شبیه بقیه نیست؟