در جنوب فرانسه و در شهری کوچک و آرام، شهردار که صاحب یک قلعه و تعدادی دام است، به همراه چند نفر دیگر از جمله داروساز، دامپزشک و برخی از کارکنانش در زیرزمین شرابسازی حضور دارد. در حالی که آنها مشغول نوشیدن هستند، صدای وحشتناکی میشنوند و دمای هوا مدام بالاتر میرود. آنها متوجه نمیشوند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؛ اما وقتی از زیرزمین خارج میشوند، میبینند که همه چیز سوخته و تمام ساختمانها نابود شدهاند.