یک روز شنبه در فصل پاییز است و کارین و سیمون به دیدن والدین و خواهر کوچکترشان کلارا میروند. این دورهمی خانوادگی بهانهای برای صرف شام در کنار هم میشود و در طول روز، خویشاوندان دیگر نیز از راه میرسند. در حالی که اعضای خانواده با گفتگوها، فعالیتهای روزمره و تدارکات آشپزی به فضای آپارتمان جان میبخشند، سگ و گربه نیز در اتاقهای مختلف پرسه میزنند. آنها هم به عنصری محوری در این رقص خانوادگی روزمره تبدیل میشوند که بارها عناصر سبکپردازیشده را به نمایش میگذارد و هرگونه شیوه ارائه ناتورالیستی را مختل میکند. به این ترتیب، فضاهای مجاور میان درام خانوادگی، افسانه پریان و مطالعه روانشناختی یک مادر گشوده میشود.