سام، پدر تونی، که سه سال پیش توسط موجودات فضایی ربوده شده بود، به زمین بازمیگردد و به سراغ همسر و پسرش میرود؛ اما ریچل در این مدت با جو زندگی میکرده و این تجدید دیدار بسیار عجیب و دشوار است. جو به سام اعتماد ندارد و ریچل نمیتواند تصمیم بگیرد که چه احساسی به این دو مرد دارد. سام دیگر آن آدم سابق نیست و شروع به تاثیرگذاری روی تونی به روشهای وحشتناکی میکند.