سوفیا پس از طلاق، به همراه دخترش هلنا به جنوب ایتالیا نقلمکان میکند. خانه جدید آنها، آپارتمانی در یک ساختمان بیروح متعلق به دوران فاشیسم، فرصتی برای شروع یک زندگی جدید است. اما در داخل یک انباری قدیمی، کمدی مرموز و رازی مدفون پنهان شده است. پس از افتادن اولین دندان شیری هلنا، یک وسواس فکری وحشتناک آغاز میشود و روحی ترسناک خواب او را آشفته میکند.