یک زن یهودی به نام یتل ردلیش به همراه دخترش رجینا از آلمان نازی فرار میکند تا به همسرش والتر در مزرعهای در کنیا بپیوندد. در ابتدا، یتل از سازگاری با شرایط جدید خودداری میکند و با خود ظروف چینی و لباس شب مجلل میآورد. در مقابل، رجینا به راحتی با این دنیای جدید سازگار میشود و پیوند محکمی با آشپز پدرش، یک مرد آفریقایی به نام اووور، برقرار میکند.