لینای ۱۸ ساله برای تحصیل وارد پاریس میشود. او به دنبال چیزی میگردد که هرگز در کشورش، لبنان، پیدا نکرده است: نوعی آزادی. او با غریزه بقا به عنوان تنها داراییاش، همگام با دیدارهای عاشقانه خود، از گوشهای از پاریس به گوشهای دیگر میرود.