زمستان، ۱۸۱۳. شارپ با معشوقهاش، جین گیبونز، ازدواج میکند اما مجبور میشود بلافاصله او را ترک کند تا برای یک ماموریت خطرناک در کوههای پیرنه جهت تصرف یک دژ فرانسوی برود. در حالی که شارپ در حال نبرد با فرانسویهاست، همسرش به تب مرگباری مبتلا میشود که در اردوگاه بریتانیا شیوع یافته و جانش را به خطر انداخته است. شارپ با دشمن قدیمی خود، دوکوس، روبرو میشود و ناچار است در دژ بماند و برای کشورش بجنگد، در حالی که میداند حتی اگر زنده بماند، ممکن است دیگر هرگز عروس محبوبش را نبیند.