یک بازیکن سابق فوتبال که به الکل پناه برده، روزهای خود را با مستی میگذراند. او نتوانسته با تمایلات خود و احساسات واقعیاش نسبت به دوست فوتبالیستش که پس از یک حادثه مشکوک درگذشته، کنار بیاید. همسرش از شدت ناامیدی برای جلب توجه و تمایل او عذاب میکشد، اما او در برابر ابراز علاقههای همسرش مقاومت میکند. ملاقات دوباره او با پدرش که بر اثر سرطان در حال مرگ است، موجی از خاطرات و حقایق را برای هر دو زنده میکند.