خوان، یک ماتادور و خواننده ناموفق، وارد بارسلونا میشود تا شانس خود را در یک شهر بزرگ امتحان کند. او در نهایت یک مدیر برنامه محلی حیلهگر را متقاعد میکند تا برایش اجرا رزرو کند، اما تنها به این شرط که خوان ابتدا بتواند یک شب را با اولیمپیا بگذراند؛ یک «زیبای بیرحم و باهوش» که به نظر میرسد بدون هیچ زحمتی آپارتمانها و ماشینهای اسپرت مازراتی را تصاحب میکند و ردپایی از قلبهای شکسته از خود به جا میگذارد. خوان با تظاهر به اینکه فرستاده یک کنت ثروتمند است، به این چالش نزدیک میشود.