در آستانه ازدواج، یک دیپلمات حرفهای در تعطیلات خود در سواحل دریاچه آنسی، با یک آشنای قدیمی که شاید دوستدختر سابقش بوده دیدار میکند. او از طریق این زن با یک نوجوان پرشور به نام لورا آشنا میشود و سپس به خواهر او، کلر، تمایل پیدا میکند. در حالی که لورا تلاش میکند با او لاس بزند، فانتزی ذهنی مرد روی تمایل به لمس کردن زانوی کلر متمرکز میشود.