جیمبو در تلاشی نسنجیده برای محافظت از خانوادهاش و پرداخت بدهیهای قمارش به یک اوباش محلی، از یک مغازه ماهیفروشی سرقت میکند که از قضا متعلق به همان اوباش است. جیمبو در حین فرار، در یک مغازه عتیقهفروشی محلی محاصره میشود و گروهی از شخصیتهای عجیب و غریب، از جمله مردی که ممکن است پدر نامشروعش باشد را به گروگان میگیرد. این مرد جوان که توسط پلیس، نیروهای ویژه اسایاس و نوچههای آن اوباش محاصره شده است، باید به کمک گروگانهای عجیبش راهی برای رهایی از این وضعیت وخیم پیدا کند.