چیچ و چانگ که همیشه نشئه هستند، در شهر لوسآنجلس پرسه میزنند و هر جا که میروند دردسر درست میکنند. پس از اینکه چیچ کارش را از دست میدهد، این دو عاشق ماریجوانا راهی اداره رفاه اجتماعی میشوند، جایی که دونا، دوستدختر چیچ، در آنجا کار میکند. آنها به جای دریافت بیمه بیکاری، دوباره به خیابانها پرتاب میشوند و به دنبال راهی برای کسب درآمد جدید میگردند. اما با ورود «رد» مندوزا، پسرعموی چیچ، اوضاع از قبل هم دیوانهوارتر میشود.