تونی واشینگتن پس از نجات دادن شاگرد یک مغازه محلی از دست سارقان، در یک تصادف فرار از صحنه کشته میشود. مولی موکمبه، یک جادوگر وودوی هائیتیایی، به خاطر دینی که به پدر مرحوم تونی (که با فداکاری جان او را نجات داده بود) داشت، تونی را به عنوان یک زامبی به زندگی بازمیگرداند. جیمبو، پسری که تونی را به قتل رسانده، در حال تجربه حسهای سادیستی جدیدی است. آنچه در ادامه رخ میدهد، انتقامی است که تنها زمانی آرام میگیرد که تمام کسانی که آن شب همراه جیمبو بودند، به سزای اعمالشان برسند.