ویل پس از پنهان کردن یک حادثه شکار، دچار توهمات هولناک و پارانویای شدیدی میشود. او که همراه با همسر و دخترش در جنگل گرفتار شده است، باید با دروغ خود در مقابل خانوادهاش روبرو شود، با وجدانش کنار بیاید و همچنین با مشکل واقعی که در تمام این مدت در سایه وجودش پنهان بوده مواجه شود.