سامانتا هریس پس از به ارث بردن خانهای از خانوادهای که هرگز آنها را نمیشناخت، به همراه سه تن از دوستانش به منطقه روستایی سادر ریج میرود تا ملک را بررسی کند. به محض ورود، سام شروع به دیدن رویاهای هولناکی از خشونت وحشیانه و شرارت ناگفتنی میکند. سام که تحت آزار نیروهای شوم اطرافش قرار گرفته، با امتناع شیاطین گذشتهاش از مدفون ماندن، به یک کابوس بیداری سقوط میکند.