جو بیکر رویایی در سر دارد؛ او میخواهد «یک کار بزرگ» انجام دهد. وقتی برای رسیدن به این هدف به یک مسلسل گاتلینگ نیاز پیدا میکند، به سراغ یک قاچاقچی بازار سیاه میرود. قیمتی که قاچاقچی برای اسلحه میخواهد یک زن است! بنابراین بیکر زنی را از دلیجان میدزدد، اما متوجه میشود که او همسر فرمانده یگان سوارهنظام محلی است. اوضاع زمانی پیچیدهتر میشود که دختری به نام دوور مکبراید از راه میرسد؛ او آمده تا بیکر را مجبور کند با او ازدواج کرده و همانطور که چهار سال پیش قول داده بود، به شرق بازگردد.