به یک شکارچی پوست به نام کلی که زمانی جان یک رئیس قبیله سو را نجات داده بود، اجازه داده میشود تا در اواخر دهه ۱۸۷۰ تلههای خود را در قلمرو قبیله سو پهن کند. او با بیمیلی دستیار تازهکاری به نام آنس را به کار میگیرد و آنها با هم به یک زن فراری از قبیله آراپاهو پناه میدهند. تنشها زمانی بالا میگیرد که آنس عاشق این زن میشود و رئیس قبیله سو همراه با جنگجویانش برای پس گرفتن او از راه میرسد.