شش دانشآموز دبیرستانی دردسرساز و سرپرستشان که کشیشی خوشبین در حوزه جوانان است، از یک اردوی کوهستانی برای خودسازی بازمیگردند. در طول یک طوفان شدید، اتوبوس آنها تصادف میکند و آنها را در میان «مثلث رانندگان کامیون» سرگردان و بیپناه رها میکند؛ مکانی فراموششده و مظهر شرارت مطلق در ناکجاآباد.