وقتی اسپنس و هوگان از دانشگاه فارغالتحصیل میشوند، زندگی برایشان تیره و تار است. آنها مجبورند برای وکلای طلاق بدذاتی کار کنند که با کارهای طاقتفرسا شکنجهشان میدهند. اسپنس دوستدختری جهنمی دارد و هوگان فقط میخواهد زندگیاش را شروع کند. از روی خوششانسی، فرصتی پیش روی این دو مرد جوان قرار میگیرد و آنها باشگاهی از مردان جوان تشکیل میدهند که خود را وقف زنان مسنتر میکنند، زنانی که آنها را «کوگر» مینامند.