ستاره سینما، راکسی کارمایکل، زرقوبرقهای هالیوود در کالیفرنیا را رها میکند و به زادگاه کوچک خود در اوهایو بازمیگردد؛ دستکم برای آنقدر که یک ساختمان شهری را افتتاح کند. اکنون تمام شهر کلاید خود را برای بازگشت کارمایکل آماده میکنند، بهخصوص عشق قدیمی او دنتون وب که اکنون ازدواج کرده و نوجوان دردسرساز، دینکی بوستی. دینکی که یتیمی با دوستان اندک است، متقاعد شده که کارمایکل مادر واقعی اوست و این بازیگر پس از بازگشت، او را نزد خود خواهد برد.