پس از مرگ پسر خردسالش به دلیل سهلانگاری در بیمارستان، هری فرتیگ خودش دست به کار میشود و پزشک، پرستار و کارمند مسئول را به قتل میرساند. روی بلیکی، وکیل زبردستی که فقط به دنبال پیروزی در پروندههاست و به مسائل اخلاقی اهمیتی نمیدهد، از طرف رئیس فرتیگ مامور دفاع از او میشود. بلیکی با شنیدن اینکه موکلش میخواهد به گناه خود اعتراف کند شوکه میشود و این پرونده او را وادار میکند تا با دفاع از این مرد شریف، اخلاقیات خود را زیر سوال ببرد.