در آمریکا، هر کسی داستانی خانوادگی از مهاجرت دارد. هر خانوادهای در مقطعی کسی را داشته که کشور مادریاش را برای جستجوی زندگی بهتر ترک کرده است. آنها چگونه هویت خود را حفظ کردند؟ چگونه با زندگی جدیدشان سازگار شدند؟ هر خانواده داستان خاصی دارد. در مورد من، این داستان چینی-آمریکایی من است. پدرم همیشه داستان ۷ شبانهروز پیادهروی و سپس ۴ ساعت شنا تا ماکائو برای فرار از کمونیسم در سال ۱۹۶۶ را برایمان تعریف میکرد. داستان او برای من اهمیتی نداشت تا اینکه همراه با او به چین بازگشتم.