ربکای تازهعروس، تختخواب همسرش در آلزاس را ترک میکند و با موتورسیکلت محبوبش که نماد آزادی و فرار است، راهی هایدلبرگ میشود تا معشوقش را ببیند. او در طول مسیر، در حالی که رابطه متغیر خود با این دو مرد را مرور میکند، غرق در رویاهای روانگردان و توهمآمیز میشود.