وقتی جسد چند دختر جوان در حالی پیدا میشود که به طرز هولناکی پیر شده و خون بدنشان تخلیه شده است، دکتر مارکوس به خونآشامی شک میکند. او از کاپیتان کرونوس، شکارچی خونآشام، کمک میخواهد. کرونوس مرموز و قدرتمند، زندگی خود را وقف نابودی این طاعون شیطانی کرده است. او که خود زمانی قربانی این تباهی اهریمنی بوده، نقاط قوت و ضعف خونآشامها و همچنین خطرات شدید رویارویی با نیروهای قدرتمند تاریکی را به خوبی میشناسد.