ایزابل من، نوجوان دبیرستانی، توسط یک فرقه خشن از خونآشامهایی که در روز هم فعالیت میکنند، اغوا میشود. با ناپدید شدن همکلاسیهایش، پای دو کارآگاه به ماجرا باز میشود. اوضاع زمانی عجیبتر میشود که این نوجوان آشفته شروع به قتلهای بیرویه در جنگلهای اطراف میکند. او در این راه از کمک آلخو، رئیس خونآشامها، و به شکلی وهمآور از مادر گمشدهاش که پیشتر به این فرقه پیوسته بود، بهره میبرد. او در هنر کشتن آموزش میبیند و این موضوع عواقب خونین و وحشتناکی برای کسانی که دوستشان دارد به همراه میآورد.