زندگی پرجنبوجوش و دیوانهوار میم دنیسِ عجیبوغریب و محفل روشنفکری و هنری بوهمین او زمانی به هم میریزد که سرپرستی پاتریک، پسر ۱۰ ساله برادر مرحومش، به او سپرده میشود. میم به جای تسلیم شدن در برابر سنتها، پسر را با سبک زندگی آزاد و بیقیدوبند خود آشنا میکند و باور محبوبش را در او نهادینه میسازد: «زندگی یک ضیافت است و بیشتر حرامزادههای بیچاره دارند از گرسنگی میمیرند.»