راس و ویلسون، دو کارآگاه نیمهشهری، مامور سرنگونی بلاسی، رئیس بزرگ مواد مخدر محلی شدهاند. آنها پس از دستگیری یک خردهفروش، دوستدختر او شیلا را متقاعد میکنند تا در ازای نرفتن به زندان، به عنوان مامور مخفی برایشان کار کند. اما در حالی که راس خود را دلباخته این مخبر جدید و همیشه گیج و منگ میبیند، بلاسی به تقویت امپراتوری جنایتکارانه خود ادامه میدهد و چشم به جاهطلبیهای بزرگتر و مرگبارتری دوخته است.