دلقک دستوپاچلفتی و بیمزه، ریچارد «استیچز» گریندل، در جشن تولد ۱۰ سالگی تام کوچک برنامه اجرا میکند، اما این پسر و دوستانش با بستن بند کفشهای استیچز با او شوخی میکنند. استیچز لیز میخورد، سقوط میکند و میمیرد. شش سال بعد، تام یک جشن تولد برای دوستانش در خانه میگیرد، اما استیچز زنده میشود تا نوجوانان را آزار دهد و انتقام مرگ خود را بگیرد.